قهرمان من : شیر در زنجیر
اگر يك مؤسسه روياني كه تكثير و توليد مثل به مثل ميكند، ميتوانست از يك چنين موجودي يكي ديگر درست كند، به ضرس قاطع عرض ميكنم ميتوانست اوضاع و احوال تاريخ را عوض كند. همانطور كه با قاطعيت عرض ميكنم، اين ملت و نظام دو عمليات بزرگ فتح المبين و بيتالمقدس را مرهون اين مرد بزرگ است. البته نه تنها اين دو عمليات بلكه امروزه يك جريان تاريخي كه در خاورميانه به نام "حزبالله" از آن ياد ميكنيم و همچنين جريانهاي متصل به آن را باز هم مرهون اين بزرگوار و البته موسوي، رستگار و اخوان ماست.
احمد سه دوره زندگي دارد؛ قبل از انقلاب كه جريانهای شيرين و زيبايي دارد. در دوران انقلاب كه يك دوره دو ساله دارد كه مقطعي چند ماهه از آن در كردستان بود و بعد از آن به فاصله سه ماه فتحالمبين را علمداري كرده است.
حضرت آقا يك ماه پيش در بازديد از دانشگاه امام حسينعليهالسلام –عليرغم اينكه اين روزها دعوا بر سر فاتح خرمشهر وجود دارد- فرمودند (نقل به مضمون): خيليها در آزادسازي خرمشهر نقش داشتند درست است، اما پيوسته شير در زنجير، فرمانده جاويدالاثر ما حاج احمد متوسليان نقش بهسزايي در اين قضيه داشت كه جاي او خالي است.
بعد از اين، دو عمليات بزرگ اتفاقي افتاد. همزمان اسرائيليها هجمه كردند؛ در سال 1982 ميلادي مصادف با 1361 شمسي جنوب لبنان را اشغال كردند. درشرايطي كه هنوز زمينتان در اشغال است، نظام تصميم ميگيرد گروهي را عازم آنجا كند. البته بعد از آن حرف و حديثهايي پيش آمد كه سرخود اين كار را كردند. اين ارتشيها كه آمدند، نمي توانند بدون اجازه سيستم فرماندهي كل قوا آب بخورند. نميشود كه بگوييم امام از اين جريان آگاه نبوده است. اينها رفتند و بعد امام اين جمله معروف را كه راه قدس از كربلا ميگذرد، ايراد فرمودند.
احمد جان ترس ما از اين است اگر تو بودي، ادامه نبرد را پيوسته در شعار و گوش ما زمزمه ميكردي. همان شعار حضرت روح الله را كه فرمود: "الاسرائيل! هو غدة السرطانية و يجد ان تزول" همان طور كه در روزهاي آخر هم ميگفتي: آهاي بچهها! مدام كه قدس ما در اختيار يهود، مكه و مدينه در اختيار منافقين و كربلا و نجف در اختيار كفار است، نبرد ادامه دارد.
احمد جان امروز همه مي خواهند از آقا خرج كنند، آقا هم برايشان طراحي كند، هم عمليات. آقا خودش بيايد داخل خط و مثل يك بسيجي بجنگد. مثل همين موردي كه در اين هشت ماه فتنه شد.
احمد جان اگر بودي امروز جبهه در اروپا و خاورميانه بود، نه در خانه خودمان!
آن سفر كرده كه صد قافله دل در ره اوست/ هر كجا هست خدايا به سلامت دارش/ اللهم فك كل اسير

من تفال به غزل خواهم زد