- اصلا میدونی چیه دلم میخواد چشام رو ببندم و اینجوری فرض کنم که انگار :کنارت نشستم طوری که گرماتو احساس می کنم !
اون لحظه خیلی باهام مهربون شدی
حس اینکه کنارمی بهم دلگرمی میده
دیگه به خاطر گذشته ها سرزنشم نمی کنی، با اون مهربونی که ازت سراغ دارم ، انتظار همین رو هم ازت داشتم .
اما همیشه حسرت یه چیز اذیتم می کنه ، دلم می خواست منو بخاطر خوبیای خودم بخوای اما می دونم محبتت به من بخاطر خوبی خودته .
من که چیزی ندارم که چشمتو بگیره ولی مردانگیش رو دارم که اعتراف کنم خیلی بدم ....
وقتی دارم باهات حرف می زنم بهم گوش بده !
من بهت پناه آوردم ، ازت می خوام بهم توجه کنی
حالم خیلی خوش نیست ، از این شکسته تر نمی شد به پات بیافتم!
قشنگ حال خراب دلمو می فهمی ، نه ؟
این رو هم میدونی که چی ازت می خوام ؟ اصلا لازم نیست من چیزی بگم .
هرچی گیر تو کار منه کلیدش دست توئه .
اگه تو بخوای جوابم کنی ، کی می خواد دستمو بگیره ؟
خدا اون روز رو نیاره که از چشمت بیافتم ، حتی نمی خوام به همچین چیزی فکر کنم .....
فراز های آغازین مناجات منسوب
به حضرت امیر علیه السلام در ماه
شعبان ( مناجات شعبانیه )